تا پایان 4ماهگی
سلام دخمل ماهم
ای دو هفته فرصت نکردم برات بنویسم البته یکم تنبلی هم قاطیش بود
البته کار خاصی هم انجام ندادیم شما بهانه گیری هات بیشتر شده که همش بخاطر درد دندونته درد و بلات به جونم کی بشه دندونات رو زودتر در بیاری
پنجشنبه هفته پیش یعنی 18 مهر بردیمت بهداشت که واکسن 4ماهگیت رو بزنی ولی گفتن زوده هفته بعد بیاین
چهارشنبه هم رفتیم خونه عمو حامد که سیسمونی دخترشونو چیده بودند ولی شما اینقد گریه کردین که ما سریع برگشتیم اسمش الیسا ست اتاقش قشنگ بود ولی به پای مال شما نمیرسه که
سه شنبه هم رفتیم خونه خاله شکوفه بازهم شما تمام حواست به حرکات کیانمهر بود شما حسابی خانمی کردی و دل همه رو بردی و با اسبب بازی های کیانمهر بازی کردی
راستی دایی محمد هفته پیش رفت پیش مامان جون با با جون و ما این هفته همش تنها بودیم
جمعه هم با بابا حمید رفتیم هایپر و واسه اتاقتون هیتر برقی خریدیم
البته بازه شما صاحب 1 لثه گیر و پستونک جدید شدید آخه لثه گیر قبلیتو اول مامان شست موزیکالش خراب شد بعد هم جوشوند که مثل سنگ شد
مامان یه روز با هم تو آغوشی شما رو بردم خرید که کلی ذوق کردی وقتی در 1مغازه می ایستادیم از ته دل ذوق میکردی و برا شما سویشرت و شلوار خریدم در راه برگشت شیر می خواستی که تا خونه ماشین در بست گرفتیم تا شما شیر بخوری
کلا شما خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی ماههههههههههههههههههههی
یه کاپشن خوشملم بابا حمید برات خریده
در آخر بخاطر بی تابی های اخیرت امروز بردیمت دکی (دکتر محمدحسین بهزاد مقدم) که تو 23 روز 500گرم وزن اضافه کرده بودی و از همه چیز راضی بود ولی برای اطمینان آز ادرار و سونو معده داد


تا پایان 4ماهگی
